فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
106
كليات ( فارسى )
خبر از حال من بدان ديده * صبحگاهى به گلستان برسان نغمهء ارغنون نالهء من * بامدادان به ارغوان برسان 780 بجناب بزرك قدوة دين « 1 » * بندگىهاى بيكران برسان ور ندانى كه : من چه مىگويم * يكبهيك مىكنم ، بيان برسان اشتياقم به خدمتش چندانك * نتوان داد ، شرح آن ، برسان شكر احسان او ز من بشنو * پس به گوش جهانيان برسان سوختم ز آتش جدايى او * دود سوزم به آسمان برسان 785 آن دم از من نماند جز نفسى * دادم اينك به تو روان « 2 » ، برسان جان شيرينم اوست ، مىدانى * سخن من به گوش جان برسان دل پاكش جنان پرطربست * خبر من بدان جنان برسان ور جوابى دهد ترا كرمش * به من شيفته روان برسان به من دلشده ، اگر بتوان * نامهء دوست مهربان برسان 790 بوستان دلم فراق بسوخت * هان ، نسيمى به بوستان برسان اثرى از نسيم خاك درش * به من زار ناتوان برسان هر سعادت ، كه نيست برتر از آن * يا رب آن قدوه [ را ] بر آن برسان بهر آن تربيت كه دل خواهد * شادى آن به كاممان « 3 » برسان چون عراقى صد هزارت بنده * دوستدارانش چاكران برسان « 4 » 1 795 دريغا روزگار خوش كه من در جنب ميمونت * بدم با بخت هم كاسه ، بدم با كام همزانو رسم گويى در آن حضرت دگرباره من مسكين * عسى الايام ان يرجعن قوما كالذى كانوا
--> ( 1 ) در اصل : قدوة الدين ( 2 ) در اصل : دوان ( 3 ) در اصل : بكام آن ( 4 ) در اصل چنينست و اصلاح آن ممكن نشد .